نيلوفر سپيد

نیلوفر حسینی خواه


دلتنگم

دوباره سلام :)

تو این مدت که اینجا رو به روز نکردم خیلی درگیر بودم...خیلی. ممنونم از همه ی دوستانی که با این وجود محبت کردن و سر زدن .

     ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

و اما ترانه...

یکی از ترانه هام به اسم "دستای خالی" در قسمت "آلاچیق" شماره ی اخیر مجله ی "اتفاق نو" (شماره ی ۱۲۵- نیمه ی اول خرداد)  چاپ شد (ممنون از زحمات آقای علی ایلیای عزیز). البته این ترانه رو با اسم "خدا" چاپ کردن که دلیلش رو خودم هنوز نمی دونم . خبر هم نداشتم که چاپ شده. دوست عزیزی که متاسفانه نمی شناسمشون برام نظر خصوصی گذاشته بودن و خبر دادن که این شعر چاپ شده. یکی از دوستانم از ایران اون صفحه ی مجله رو برام اسکن کرد و فرستاد. متاسفانه دیدم که تو بیت سوم ایراد تایپی وجود داره و "که" از قلم افتاده (که وزن رو کلا به هم می ریزه!) در هر صورت این متن اصلی این شعره:

 

بازم دست من پیش تو خالیه
بازم مثل هر روز شرمنده تم
چه خوبه که اینقدر بخشنده ای
چه خوشحالم از اینکه من بنده تم

چه خوبه که تو اوج تنهاییام
تو دستامو می گیری و با منی
میگن یاد تو راز آرامشه
تو نزدیـــک تر از رگ گردنی

کمک کن...نمی خوام ازت دور شم
منو پشت تاریکیا جا نذار
تو این حالِ آشفته حالی منو
یه لحظه به حال خودم وا نذار

بگو کاری از دست من بر میاد
که جبران بار گناهم بشه؟
کی می تونه جز تو نجاتم بده؟
کی می تونه جز تو پناهم بشه؟

بازم مثل هر روز شرمنده تم
خبر دارم از اشتباه خودم
نشونم بده راه برگشتنو
اگه توی بیراهه ها گم شدم

با دستای خالی سراغت میام
تو که مهربونیــــت بی منته
واسه اومدن سمت آغوش تو
همین لحظه ها بهترین فرصته

 


 

سال ۸۷ هم یکی از ترانه هام به اسم "سراب" در قسمت "ترانه تا ترانه" ی مجله ی "ترانه ی ماه" زیر نظر مسعود امامی (شماره ی ۲۸- نیمه ی مهر) چاپ شد.البته اون زمان هنوز این وبلاگ وجود نداشت. برای همین گفتم الان اینجا بنویسمش :)

 

تهِ این جاده سرابه، مگه نه؟
نبضِ این ترانه خوابه ،مگه نه؟
جایی که کلاغِ قصــه گم میـشه
برگِ آخرِ کتــــــابه، مگه نه؟

دلـم از دنیا گـرفته نــازنین
تو دیگه تیشه به این ریشه نزن
تو دیگه غصه رو غصه هام نذار
حالا که نیستی تو تنهاییِ من

دنبالِ راه فراری، می دونم
از همین دوراهی برگرد و برو
برو و عیـن خیــــالت نباشه
که یکی کم میاره اینجا تو رو

یه نفر نشـــسته روبـروی من
کسی که دلش میخواد غریبه شه
کسی که سـاکت و بی تفاوته
ولی شعرامو به شعله می کِشه
 
باورش ســخته که همزادِ دلت
بتونه ایـنجوری با تو بد کنه
اونی که یه روز بهت نفس میداد
حالا راهِ نفَســت رو سَـد کنه
 
جا بذار منو رفیـــقِ نیـمه راه
تو چیکار کردی با این شکسته تن؟
خاطرم می مونه بی وفاییات
خاطرت بمونه گریـــه های من

 

 

"دستای خالی" (خدا) رو بهمن ماه پارسال نوشتم و "سراب" رو تقریبا ۲ سال پیش.

دوستانی که از سایت شعرنو با من آشنایی دارن احتمالا هر دوی این ترانه ها رو خیلی وقت پیش همونجا دیدن.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند کار در دست اجرا دارم که تاریخ دقیق انتشارشون مشخص نیست. چند همکاری مجدد با "فاتح نورایی" و "حمید احدی"، و چند ترانه با "ارسلان" (آهنگساز و خواننده ی جوان ساکن انگلیس) و "آرامیک موساخانیان" (نوازنده ی گیتار، خواننده و آهنگساز ایرانی-ارمنی ساکن تورنتو). به هر حال هر زمان که کارها منتشر شدن اینجا اعلام می کنم :)

بابت بازتاب خوبِ کارهای قبل هم خیلی خوشحالم. خوبه که وقتی یه چیزی می نویسی حرف دل بقیه هم باشه...بخصوص در مورد ترانه ی "چقد عوض شدی" دوستان خیلی به من لطف داشتن . از همگی ممنونم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خیلی دلم می خواست برای ایام فاطمیه اینجا رو به روز می کردم ولی متاسفانه فرصت نکردم.

الان فرصت خوبیه که میلاد بانوی یاس، حضرت فاطمه (س) رو به همه ی دوستدارانش تبریک بگم، و همچنین به همه ی مادر ها. ان شاالله که ایشون الگوی همه ی ما باشن.

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آندره آرزومانیان هم رفت...و چقدر هم زود...چه زیبا می نواخت...چقدر با پاییز طلایی که اثر پنجه های طلایی و هنرمندش بود خاطره دارم...حیف و صد حیف...خیلی متاثر شدم...با نوای پیانوش برای ترانه ی "جونمو ازم بگیر" با صدای سام اسدی زندگی می کنم... روحش شاد

  ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دلم بی نهایت برای ایران تنگه...یکسال از تاریخ برگشتنم به غربت می گذره...تو اون ۸ ماهی که ایران بودم به معنای واقعی نفس کشیدم. شاید چون به همه ی چیزهایی که بهشون تعلق خاطر داشتم نزدیک تر بودم...نزدیک تر...

یاد درکه...دربند...خانه ی هنرمندان...گالری صبا...پارک لاله...سعدآباد...کافه نادری و هزار و یک جای دیگه بخیر.

یاد بارون تند بهاری اون روزای آخر تو پارک ساعی بخیر...می دویدیم که زیر یه درخت پناه بگیریم و خیس نشیم...ولی حسابی خیس شدیم :)

لحظه شماری می کنم برای تکرار تمام اون لحظه ها...و البته اینبار برای.........................

.

.

.

بی اندازه دلتنگم ! همین...!

 

دوشنبه ۱٠ خرداد ۱۳۸٩  توسط نیلوفر حسینی خواه  |  پيام هاي ديگران ()

 

بهارانه، نیلوفرانه

برای من، نیلوفر، دختری زاده ی دومین روز بهار، بهارانه نوشتن سخت نیست. چون اولین نفسهامو تو هوای بهار کشیدم. چون هر بار که زمین گردشش رو به دور خورشید کامل می کنه، من هم یک سال زندگیم رو کامل می کنم!

سخت نیست...میشه ۲ خط نوشت و بعد برگشت به کلبه ی زمستونیِ همیشه. اما...

جرات می خواد که آغوشتو رو به شکوفه های بهار باز کنی

جرات می خواد که چشماتو رو تلخیای پارسال ببندی

جرات می خواد که قدماتو محکم و رو به فردا برداری

جرات می خواد که بقچه ی رفتنِ زمستونو بدی دستش

جرات می خواد...بیا جرات کنیم! به مهربونی خدا شک نکن!

 

 

سال ۸۸ برای من، شاید به تلخی سای ۸۷ نبود، اما اونجوری که دلم می خواست شیرین نشد. بیشتر شبیه پُل زدن بود از سیاه به خاکستری. دعا می کنم که ۸۹، سپید، و پر از اتفاقات شیرین باشه.

امسال حدود ۷۵ تا ترانه نوشتم. میشه گفت از این جهت پًربار بوده :)

"رو به خورشید"، ترانه ایه که نیمه شب اول فروردینی که گذشت، خیلی با عجله برای دوم فروردین، روز تولدم نوشتم و تو سایت "شعرنو" هم گذاشتم. متاسفانه متن این ترانه و حتی نسخه های تحریف شده ش رو تو خیلی از وبلاگها دیدم (با اطلاع رسانی بعضی دوستای خوبم ) .واقعا کاری نمیشه کرد. نمیشه به زور به کسی درس "فرهنگ" و "حقوق معنوی" داد! بعضیها بلدن...بعضی ها هم بلد نیستن . اما نمیشه تاسف نخورد! به هر حال...

حرفایی که تو این ترانه نوشتم دقیقا حرفاییه که تو سال جدید والبته سن جدید باز هم می خوام به خودم بگم. حرفایی که تکرارشون لازمه. از نیلوفر به نیلوفر: بهارت و تولدت مبارک!

 

تقویمِ دیواری میگه که امروز
باز رسیده روزِ تولد من
همون روزی که منِ توی آینه
باید که آشتی کنه با خودِ من

دارم می رم تا برسم به فردا
روزای غصه خوردنم تمومه
پشت سرم هر چی که بوده،باشه
نگاهِ من فقط به روبرومه

وقتی که می دونم خدا رو دارم
تو کوله بارم واسه غصه جا نیست
خدا خودش راهو نشونم میده
آخرِ این جاده به ناکجا نیست

همین تولد واسه من می تونه
یه فرصتِ دوباره رو بسازه
مثل رسیدن به یه فصلِ روشن
نفس کشیدن تو هوای تازه

می خوام پر از ترانه باشم امروز
که بشکنه سکوتِ نقطه چینم
می خوام به روی آینه ها بخندم
یه جورِ دیگه خودمو ببینم

همین حالا میرم و رو به خورشید
وا می کنم پنجره ها رو تک تک
دنیا نگاهم می کنه با لبخند
بهم میگه تـولدت مبـــــــــارک!

دلاتون بهاری، نوروزتون از همیشه پیروز تر!

پنجشنبه ٢٧ اسفند ۱۳۸۸  توسط نیلوفر حسینی خواه  |  پيام هاي ديگران ()

 

چقد عوض شدی - کی می خواد مثل تو باشه

آلبوم دوم حمید احدی به نام حرمت با چند روز تاخیر منتشر شد.

تو این آلبوم ۲ تا ترانه دارم:

چقد عوض شدی (تراک ۴)

کی می خواد مثل تو باشه ( تراک ۷)

 

 

واقعیتش اینه که من خودمم همین الان اجراشون رو شنیدم! ترانه ی چقد عوض شدی واقعا چقد عوض شده! تمام بیت هاش پس و پیش شده و یکی دو تا کلمه ش هم تغییر کرده. تو ترانه ی کی می خواد مثل تو باشه هم بعضی کلمات عوض شدن. البته وقتی ملودی رو یه شعری که از قبل نوشته شده میاد امکان هر چیزی هست. جا به جا شدن ابیات خیلی عجیب نیست. ولی به هر حال من از این تغییرات تا همین الان بی خبر بودم! دلیل بعضی تغییرات رو هم واقعا نمی دونم! مثل تبدیل فعل ببینم به نبینم (مصرع دوم- بیت چهارم- ترانه ی کی می خواد مثل تو باشه) ! منظور اصلی این مصرع این بوده که وقتی چشمای تو روبرومه دنیا دیدن نداره! ولی حالا شده: چشمای تو که روبرومه دنیا دیدن داره! در واقع معنیش هم عوض شده ولی به هر حال شده دیگه!!

در مورد کارها هم نظر خاصی ندارم چون هیچ دخالتی توش نداشتم و حتی فرصت نشد قبل از انتشارشون بشنومشون پس فعلا چیزی نمیگم! ولی بقیه ی کارهای آلبوم رو هم گوش دادم و به نظرم کار قشنگ و با احساسی بود.

در هر صورت حمید احدی بسیار مودب و خوش برخورده. بهش خسته نباشید میگم و امیدوارم همیشه موفق باشه.

متن اصلی ترانه ها ( و نه ورژنی که اجرا شده) رو اینجا می ذارم. تو سایت ایران ترانه هم متنی که اجرا شده رو گذاشتم.


چقد عوض شدی

چقد عوض شدی گلم، چی سر عشقمون اومد؟
 چی شد که قلبت یه دفعه اینجوری قید منو زد؟

گفته بودی که هیچکسی نمی گیره جای منو
محاله روزی برسه نگیری دستای منو

گفتی میرم سفر ولی میام پیشت با دست پُر
گفتی تا من کنارتم، غصه ی دنیا رو نخور

چقد عوض شدی گلم، اون همه مهربونی کو؟
چی شد روزای خوبمون؟ من نمی گم...خودت بگو

کی فکرشو می کرد یه روز، اینجوری باشه قسمتم
بشکنی... داغونم کنی، جا بذاریم تو غربتم

یه کاری کردی با دلم که زندگی برام نموند
آتیش بیخیالیات تموم دنیامو سوزوند

اگه بدونی چه جوری این همه راهو اومدم
اگه بدونی که چیا کشیدم و دم نزدم

گناهِ من چی بود آخه، سنگ صبور غصه هام؟
فقط بهم بدی نکن، من از تو خوبی نمی خوام

هر جا که اسم تو میاد، اسم خودم یادم میره
یه لحظه خشکم می زنه، یه لحظه گریه م می گیره

دلیل گریه های من فقط تویی...یادت باشه
یه روز نیاد که زندگیت اینجوری از هم بپاشه

 

ملودی و تنظیم: حمید احدی

ترانه سرا: نیلوفر حسینی خواه

 

***

کی می خواد مثل تو باشه

کی می خواد مثل تو باشه، مثل تو که بی نظیری
مثل تو که با نگاهت، منو از خودم می گیری

کی می خواد مثل تو باشه، مثل تو که تکیه گاهی
که به داد من رسیدی، توی تردید و سیاهی

وقتی که چشای خیسم، دیگه جایی رو نمی دید
جز تو هیچکسی تو دنیا، حال و روزمو نفهمید

همه چی از تو شروع شد، همه چی با تو تمومه
چرا دنیا رو ببینم، وقتی چشمات روبرومه؟

عشق تو پناه آخر، واسه قلب نیمه جونه
کی می خواد مثل تو باشه؟ کی مث تو مهربونه؟

ملودی: حمید احدی

تنظیم: سیاوش شکیبا

ترانه سرا: نیلوفر حسینی خواه

 

آهنگ ها رو می تونین از اینجا دانلود کنین. راستی ملودی و شعر آهنگ آواره ی مجید خراطها هم کار حمید احدی بوده. همچنین شعر و تنظیم آهنگ مسافر.

شنبه ۱ اسفند ۱۳۸۸  توسط نیلوفر حسینی خواه  |  پيام هاي ديگران ()

 

شهامت

قدمهاتو مث من مطمئن بردار
اگه همراه من هستی تو این جاده
بذار با هم از این بیراهه ها رد شیم
تو تقدیرم فقط اسم تو افتاده

دیگه شکی ندارم...تو خود عشقی
تموم کن قصه ی تردیدتو اینبار
اگه باور کنی اعجازِ این عشقو
میشه با چشم بسته رد شد از دیوار

تو قلبت با منه، کاری نکن بازم
میونِ رفتن و موندن مردد شه
نمی خوام روبروت باشم مث بن بست
نمی خوام راه تو با بغض من سد شه

چرا می ترسی از این عشقِ دیوونه؟
شهامت کن عزیزم...وقت پروازه
من و تو رنگ احساس همو دیدیم
دل و دریا به هم آغوششون بازه

کنارم باش...اینجا...پا به پای من
قدمهاتو مث من مطمئن بردار
کنارم باش...اینجا...پا به پای من
کنارِ تو چقد شیرینه این تکرار

 

نیلوفر- دی ۸۸

یکشنبه ٢٥ بهمن ۱۳۸۸  توسط نیلوفر حسینی خواه  |  پيام هاي ديگران ()

 

مسافر

مسافر، ترانه ای تقدیم به (...)

 

یه هوای سرد و دلگیر...یه غروب سوت و کور
یه بلیط رفت و برگشت، واسه یه مقصد دور

یه مسافر که همیشه به سفر محکومه
خیلی حرفا تو دلش مونده، ولی آرومه

کوله بارش پر شعره، پر عطر خاطره
قدماش با جاده قهرن، ولی باز باید بره

کِی می خواد تموم بشه این سفر اجباری؟
-رفتن و اومدن- این حادثه ی تکراری

کی می خواد غبار راهو بتکونه از تنش؟
توی غربت کی نشسته چشم به راه دیدنش؟

جا گذاشته خودشو یه جایی توی این مسیر
دیگه داره می رسه...اما مث همیشه دیر!

سایه ی خسته ش از این فاصله هم معلومه
این مسافر که همیشه به سفر محکومه

 

نیلوفر- دی ۸۸


شنبه ۱٧ بهمن ۱۳۸۸  توسط نیلوفر حسینی خواه  |  پيام هاي ديگران ()

 

 



دختر صحرا، زاده ی بهار، عاشق پاییز شاعر- ترانه سرا
Neeloofar@gmail.com

 

 

دلتنگم
بهارانه، نیلوفرانه
چقد عوض شدی - کی می خواد مثل تو باشه
شهامت
مسافر
تبریک از نوع قرمز
سقوط
خاکستر
یا ابا عبدالله
سقای تشنه

 

خرداد ۸٩
اسفند ۸۸
بهمن ۸۸
دی ۸۸
آذر ۸۸
آبان ۸۸

 

 

اندی
بیتا امیری
مونا برزویی
رضا منزوی
اميد صباغ نو
ایمان شمس
گلهای بابونه
مریم اسدی
حسین متولیان
فقط به خاطر تو
الناز اسفندفرد
بي تو سالگي
مریم سوادکوهی
مسعود عباسی
سروش دادخواه
علیرضا استادی
دختران پرسپولیسی
هواداران کاوه یغمایی
محمد حسین ملکیان
پیشتازان: ایمان جاتی
دلتنگیهای یک ترک: علیرضا-ب
نیلوفر سپید- نوشته های من در بلاگ اسکای

 

RSS 2.0

چقد عوض شدی

ترانه سرا: نیلوفر حسینی خواه

آهنگساز، تنظیم، خواننده: حمید احدی