قلب خاطرات
نویسنده : نیلوفر حسینی خواه - ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٠ آذر ۱۳۸٩
 
شاید یه مقدار دیر...ولی بلاخره برگشتم :)

ترانه ی "قلب خاطرات" رو روی یه ملودی از آقای شاهین خسرو آبادی نوشتم و خودشون تنظیم کردن. البته اسم این ترانه ابتدا "اسیر" بود که بعد تغییر پیدا کرد به قلب خاطرات! و ترجیع بندش به کل عوض شده.برای این تغییر خوشحال نیستم مسلما. چون زبان اون بیت اصلا زبان ترانه ی من نیست. من هرگز تو ترانه م "ای گل نازم" نمی نویسم!! به هر حال من متن اصلی ترانه رو اینجا می ذارم...

این آهنگ رو با صدای خود شاهین خسرو آبادی می تونید از خیلی سایتهای موزیک دریافت کنید. مثل اینجا.


دو تا چشمات...دو تا دستات، توی قلب خاطراته
سهم هر کی شده باشه، من یکی چشام به راته

حالا که به خاطرِ تو، راه این غربتو میرم
بذار امشب تو خیالم، نبض دستاتو بگیرم *

دیگه عادت شده انگار، قصه ی دوری و دیدار
گریه هامو جا می ذارم، پشت این شبای بیدار

اگه فردایی ندارم، اگه دیگه کم آوردم
می خوام این ثانیه ها رو، با تو باشم تا نمردم

من کجای این زمینم؟ ، تو کجای آسمونی؟
که ازت هیچی ندارم، نه صدایی...نه نشونی

توی زندون تو موندم، راضیم به این اسیری
راضیم به شرط اینکه، خاطراتمو نگیری

* این بیت در اجرا تغییر پیدا کرده به چیزی که اصلا سروده ی من نیست :)) سروده ی خود آقای خسروآبادیه.

تو بیا ای گل نازم/ تا هنوزم نفسی هست
مگه میشه جز به عشقت/ دل به امید کسی بست

توضیح: بیت اول این ترانه هم سروده ی من نیست. این بیت رو آقای خسروآبادی (یا شاید یه نفر دیگه!) از قبل نوشته بودن و قرار شد من ادامه ش بدم. اگه براتون آشناس حتما این ملودی رو با همین بیت اول شعرش.(دو تا چشمات...دو تا دستات...) تو آهنگ "خاطرات" از مسعود سعیدی شنیدین. این آهنگ رو شاهین خسرو آبادی ساخته و همونطور که گفتم بیت اول شعرش رو هم خودش نوشته ( و البته در ورژن فعلی ترجیع بند رو هم!). بقیه ی شعرش هم مال محمد فراهانی بود

حالا بعد از یه مدت، شاهین خسروآبادی خودش این آهنگ رو با تنظیم خودش و یه شعر دیگه (یعنی همین شعر) منتشر کرده. بیت اول رو نگه داشتن و من شعرو از اون قسمت به بعد ادامه ش دادم. البته خود من هم اون آهنگ مسعود سعیدی رو اصلا نشنیده بودم تا قبل از انتشار این کار.

چقدر حاشیه و توضیح داشت!!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به عنوان همون نیلوفر تنهای مرداب که لذتبخش ترین کار براش نوشته، دلم می خواد اینو بگم که: همیشه نمیشه پیچیده و بکر نوشت یا سبک ساخت و حرف جدید زد. دلیلی نداره که هر شعر و نوشته و اثری که خلق می کنیم اینطور باشه. در ترانه هم گاهی همین سادگی، صمیمیت میاره. گاهی تکرار هم  به دل می شینه و چه بسا تاثیر گذار تر از خیلی حرفهای جدید و خلاقانه باشه.

مسلما ترانه ای که خاص باشه یا خیلی از نکاتی که این روزها برای ترانه نقاط قوت به حساب میان توش رعایت شده باشه زیباتر و کوبنده تر به نظر میاد. اما نمیشه از روی فرمول و صرفا برای تشویق و تمجید بقیه ترانه نوشت. شاید بشه. ولی فکر نمی کنم نتیجه ش دلنشین یا موندگار باشه. البته این نظر منه. فکر می کنم اکثر اوقات در " نوشتن "، پای دل و احساس در میونه و همینه که حرمت داره و همین حرمته که باید نگه داشت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

غیبت ایندفعه م خیلی طولانی شد...متاسفانه نتونستم به دوستان عزیزی که لطف کردن و اینجا اومدن سر بزنم و از این بابت واقعا شرمنده م. این روزها خیلی درگیرم...درگیر تموم کردن کارهای نیمه تموم شخصی...به امید سفر به ایران! به امید روزهای خوب :)

اگه خدا بخواد دفعه ی دیگه از ایران اینجا رو به روز می کنم :)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

چند تا کار تو راه دارم ولی زمان پخششون هنوز مشخص نیست:

- یه ترانه به اسم "فرشته" با رامین بی باک

- چند ترانه ی دیگه با شاهین خسرو آبادی

-چندین ترانه (نگاه آخر- خاطره ها- لحظه ی دیر و ....) در آلبوم جدید آرام (آرامیک موساخانیان)

-چندین ترانه با صدای حمید احدی و  پخش دوباره ی آهنگ چقدر عوض شدی با تنظیم جدید

و کارهای دیگه با صدای دوستان دیگه که به امید خدا در آینده راجع بهشون می نویسم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاییز رو دوست دارم!  فصل ترانه های ناب، فصل خاطره، فصل هزار رنگ، فصل حلول ترانه و احساس...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر شب  با چشمهای بسته دعا می کنم برای رسیدن همان زیباترین لحظه...
تو هم مثل من دعا کن...وچشمهایت را ببند!


 


 
 
 



Site Meter